394دعوت او را اجابت نكردند و او به همراه تنها پسرش به نام حارث مشغول كندن
چاه شد... همين كه جاى پاى اسماعيل(ع) پديدار گشت و آب زمزم جوشش يافت، تكبير گفت. قريش نيز تكبير سر داده، با خوشحالى رو به عبدالمطلب كردند و گفتند:
«يَا أَبَا الْحَارِثِ هَذِهِ مَأْثُرَتُنَا وَ لَنَا فِيهَا نَصِيبٌ»
«اى اباالحارث! اين چاه مايه بزرگى ماست و براى ما در آن، بهره و نصيبى است.»
عبدالمطلب به آنها گفت:
«لَمْ تُعِينُونِي عَلَي حَفْرِهَا هِيَ لِي وَ لِوُلْدِي إِلَي آخِرِ الْأَبَدِ» 1
«شما مرا در حفر آن يارى ننموديد (تا در آن سهمى داشته باشيد.) اين چاه تا ابد تنها به من و فرزندانم اختصاص دارد.»
رمزواره
نكته مهم در اين سخن آن است كه به تقدير الهى، ميراث اسماعيل(ع) كه پدر اهلبيت (عليهم السلام) است، به ذُرّيه او رسيد و زمزم نيز همانند فدك كه رسول خدا(ص) به حضرت زهرا(عليها السلام) بخشيد، 2 براى هميشه تحت مالكيت آن بزرگواران درآمد.
درخواست آب زمزم از زائران