200
صَلَاتِهِ وَ يَجْعَلَ الْكَعْبَةَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهَا إِذَا أَمْكَنَ وَ إِذَا لَمْ يَتَمَكَّنِ اسْتَقْبَلَ الْبَيْتَ الْمَقْدِسَ كَيْفَ كَانَ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)يَفْعَلُ ذَلِكَ طُولَ مُقَامِهِ بِهَا ثَلَاثَ عَشْرَةَ سَنَةً فَلَمَّا كَانَ بِالْمَدِينَةِ وَ كَانَ مُتَعَبِّداً بِاسْتِقْبَالِ بَيْتِ الْمَقْدِسِ اسْتَقْبَلَهُ وَ انْحَرَفَ عَنِ الْكَعْبَةِ سَبْعَةَ عَشَرَ شَهْراً أَوْ سِتَّةَ عَشَرَ شَهْراً» 1
«تا هنگامى كه پيامبر(ص) در مكه زندگى مىكرد، خداوند او را امر نمود تا به هنگام نماز، كعبه را بين خود و بيتالمقدس قرار دهد و به سوى بيتالمقدس نماز بخواند و هرگاه نتواند چنين كند، به سوى بيتالمقدس نماز بجاى آورد. پيامبر بزرگوار در طول سيزده سال اقامت در مكه، هميشه كعبه را بين خود و بيتالمقدس قرار مىداد. اما در مدينه مجبور شد كه به سوى بيتالمقدس نماز بخواند و از كعبه روى برگرداند كه اين امر شانزده يا هفده ماه طول كشيد.»
در طول اين مدت، رسولخدا(ص) با نماز خواندن به سوى بيتالمقدس، از تهى بودن كعبه از حقيقت و مُسَمّاى خود يعنى ولايت الهى خبر مىداد و كعبه خالى از معنا را فاقد وصف قبله بودن معرفى مىكرد تا اينكه با مسلط شدن رسول خدا(ص) بر اوضاع و احوال مدينه، زمان علنى شدن دعوت به حقيقت و مُسَمّاى كعبه و معرفى اميرمؤمنان(ع) به عنوان ولى نزديك گرديد و با سرزنشهاى مكرر يهود نسبت به نماز خواندن پيامبر(ص) بر قبله آنها قرين شد. در اينجا بود كه رسول خدا(ص) از
خداوند خواست تا دوباره قبله را به كعبه تغيير دهد.
«فَلَمَّا اسْتَتَمَّ دُعَائُهُ صَعِدَ جَبْرَئِيلُ ثُمَّ عَادَ مِنْ سَاعَتِهِ فَقَالَ اقْرَأْ يَا مُحَمَّدُ قَدْ نَري تَقَلُّبَ