135كارهايى كرده است يا جواز درخواست از او به دليل معتبرى به اثبات نرسيد، چنين عملى، بدعت بوده و از دايرۀ سنت، خارج است. بنابراين، مسئله از بحث توحيد و شرك، خارج و به مبحث بدعت و سنت مربوط مىشود.
حال آيا جايز است به دليل يك اختلاف نظر كه از اختلاف در ارزيابى بعضى از احاديث ريشه مىگيرد، مسلمانانى را به شرك متهم، و با اين اتهام، خون و مال آنها را حلال كنيم؟
چگونه ممكن است مسلمانى را فقط به اين دليل كه فكر كرده است حديثى كه قدرت دادن خدا به بعضى بندگان بزرگوار خود را اثبات مىكند، صحيح است و بر اساس صحت آن حديث، از آن بندۀ بزرگوارِ خدا، به دعاى مسئلت، چيزى خواسته است - بر فرض كه از اصل در صحت آن خبر، اشتباه كرده باشد - به شرك محكوم كنيم؟
انتقال از دعاى عبادت به دعاى مسئلت؛