90سفر بستن به جهت آن امكانپذير نيست، و اين دليل مثل تصريح به استحباب بار سفر بستن به جهت زيارت قبر پيامبر(ص) است.
25. سيد عبدالله بن صديق غمارى مىنويسد:
فهذه الآية عامة تشتمل حالة الحياة و حالة الوفاة، و تخصيصها بأحدهما يحتاج إلى دليل و هو مفقود هنا.
فان قيل: من أين أتى العموم حتّى يكون تخصيصها بحالة الحياة دعوى تحتاج إلى دليل؟ قلنا: من وقوع الفعل في سياق الشرط كان عاماً؛ لانّ الفعل إذا وقع في سياق الشرط كان عاماً؛ لانّ الفعل في معني النكرة لتضمنه مصدراً منكراً، و النكرة الواقعة في سياق النفي أو الشرط تكون للعموم وضعاً. 1
اين آيه [نساء: 64] عام است و شامل حال حيات و حال وفات مىشود، و تخصيص آن به يكى از اين دو احتياج به دليل دارد كه در اينجا مفقود است.
اگر گفته شود: از كجا عموم آمد تا تخصيص آيه به حالت حيات ادعايى باشد كه احتياج به دليل دارد؟ مىگوييم: از اينكه فعل در سياق شرط افاده عموم مىكند؛ زيرا فعل اگر در سياق شرط قرار گيرد عام است؛ چون فعل در معناى نكره است به جهت دربرداشتن