74را مذهب خود كرده ولى دعوت به مذهبش نمىكند، و بين اهل حديث از امامان ما اختلافى نيست در اينكه صدوق متقن در صورتى كه بدعتى داشته باشد ولى به آن دعوت نكند احتجاج به رواياتش جايز مىباشد.
علاوه بر اينكه اين حديث از طرق ديگرى نيز وارد شده كه در سند آن شيعه وجود ندارد.
اما سخن پيامبر(ص) (همانا على از من و من از اويم) اين حديث حتى در صحيح بخارى (رقم 2699) وارد شده است...
و اما سخن پيامبر(ص): (و او ولى هر مؤمنى بعد از من است) از طريق ابن عباس رسيده، كه طيالسى در [مسندش]، رقم حديث (2752) آورده است... و احمد نيز در جلد اول ص 330 و 331 نقل كرده كه در طريق حاكم نيز آمده است. (ج3، ص 132 و 133)...
از جمله امور تعجبآور اينكه شيخ الاسلام ابن تيميه بر انكار اين حديث و تكذيب آن در «منهاج السنة» ج4، ص 104 جرأت كرده، همان كارى را كه با حديث پيشين نموده است. و حال آنكه وجهى براى تكذيب اين حديث نمىيابم جز آنكه ابن تيميه در ردّ بر شيعه سرعت و مبالغه داشته است.
8. تصحيح حديث «لاتشكوا عليّاً»
ابوسعيد خدرى مىگويد:
إِشْتَكى النّاسُ عَلِيّاً - رِضْوانُ اللهِ عَلَيهِ - فَقامَ رَسُولُ اللهِ(ص) فِينا خَطِيباً، فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: أَيُّهَا النّاسُ! لاتَشْكُوا عَلِيّاً، فَوَ اللهِ إِنَّهُ