73آن را تقرير نموده است. و براى اين حديث شاهدى است كه اجلحبن كندى آن را از عبدالله بن بريده از پدرش... نقل كرده و احمد در جلد 5، ص 356 آن را آورده است.
من مىگويم: و سند آن حسن است و تمام رجالش ثقه و از رجال بخارى و مسلم مىباشند، غير از اجلح كه مقصود از او ابن عبدالله كندى است و در او اختلاف مىباشد. و در كتاب «التقريب» وى صدوق شيعى معرفى شده است.
پس اگر كسى بگويد: راوى اين شاهد شيعه است و نيز در سند حديثى كه به عنوان شاهد آورده شد شيعى ديگر وجود دارد، كه جعفر بن سليمان است، آيا اين امر باعث طعن در حديث و موجب ضعف آن نمىباشد؟
من مىگويم: هرگز؛ زيرا اعتبار در روايت حديث صداقت راوى است، و اما مذهب، بين او و خداست و خدا حسابرس اوست، و لذا مشاهده مىكنيم از صاحب صحيح بخارى و مسلم و ديگر آن كه از بسيارى از راويان ثقه و مخالف همچون خوارج و شيعه و ديگران روايت مىكنند، و نمونهاش همين حديثى است كه در برابر ما مىباشد. اين حديث را ابن حبان آنگونه كه مشاهده كردى تصحيح كرده با آنكه در كتابش به نام «مشاهير علماء الامصار»در مورد روايت جعفر گفته: (او شيعه بوده و غالى در آن مىباشد) بلكه در كتاب ثقاتش (ج6، ص140)گفته: او دشمن ابوبكر و عمر بوده است... با اين حال ابنحبان - بعد از اين تصريح - گفته: جعفر بن سليمان از موثقين باتقوا در روايات است جز آنكه ميل به اهل بيت