187مشروعيّت آن بگذارد.
عموم مسلمانان، امروزه بسيارى از امور واعمال شرعى خود را از آن جهت كه جنبه شرعى ثابت دارد انجام مىدهند، ولى آنها را در قالب وروش جديدى پياده مىنمايند. واگر تغييرى پيدا شده وبا رفتار مسلمانان صدر اسلام وسلف وپيشينيان سازگارى ندارد، تنها در جانب عرفى امر حادث است نه در جانب شرعى آن. و مىدانيم كه تغيير در جانب عرفى امرى است كه ضرورت زندگى آن را مىطلبد.
قضيه يادبود گرفتن ونصرت دين اسلام وپيامبرش امرى مسلم بوده ومورد توجّه همه مسلمانان از صدر اسلام تاكنون بوده است، ولى با گذر زمان وتحوّل وتغيير در حالات وعرفيّتها، روشهاى نصرت ويادبود فرق كرده است، در عين اينكه روح شرعيّت آن محفوظ مانده است. واين امرى صحيح وعقلايى ومورد قبول شرع وعقل است.
رابعاً: در بحث اصول به اثبات رسيده كه تنها صدور فعلى از شخص معصوم دلالت بر عدم حرمت آن فعل دارد؛ زيرا شخص معصوم از گناه مصون ومحفوظ است، ولى نمىتوان ادّعا كرد كه ترك فعلى از طرف معصوم دلالت بر حرمت وكراهت آن دارد؛ زيرا ممكن است كه شخص معصوم فعل مباح يا حتى بنابر نقلى مستحبّى را ترك نمايد. اين مطلب درباره افراد معصوم گفته شده تا چه رسد به افرادى كه از عصمت برخوردار نبودهاند، به طور حتم عمل سلف وگذشتگان از عصمت برخوردار نبوده وحتى نمىتوان همه آنان را عادل دانست، لذا نمىتواند فعل سلف ميزان مشروعيّت اعمال ما قرار گيرد.