112و اما در مورد جرح او درباره جعفر بن زياد احمر، سقّاف اينگونه پاسخ مىدهد: «اين حرفى باطل وكلامى متهافت ومتناقض است؛ زيرا:
اوّلاً: البانى در كتاب «إرواء غليله» او را توثيق نموده است. 1
ثانياً: تعداد بسيارى از رجاليين ومحدثين اهل سنّت او را توثيق كردهاند، كه از آنجمله، احمد او را صالح الحديث وابن معين ويعقوب بن سفيان فسوى وعجلى او را توثيق وابوزرعه وابوداوود او را صدوق، وازدى حديثش را مستقيم وعثمان بن ابىشيبه او را صدوق ثقه معرفى كرده است. 2
و نيز از تناقضات آشكار البانى اينكه در مورد حديث فوق مىگويد: «مثل اين شخص؛ يعنى جعفر بن زياد الاحمر قلب انسان به حديث او اطمينان ندارد؛ زيرا او از شيعيان به حساب مىآيد گرچه صدوق است».
اين در حالى است كه در جايى ديگر تصريح دارد كه تشيع شخص صدوق هيچگونه ضررى به روايت او نمىرساند.
او در ذيل حديث (2223) از كتاب «سلسلة الاحاديث الصحيحة» در ترجمه اجلح بن عبدالله كندى مىگويد:
درباره او اختلاف شده است. ولى ابن حجر در «التقريب» او را «صدوق شيعى» معرفى كرده است. واگر كسى اشكال كند كه راوى اين شاهد، شيعى است وهمچنين در سند مشهودله شيعى ديگر؛ يعنى جعفر بن سليمان وجود دارد، آيا اين طعن در حديث
وعيب در آن به حساب نمىآيد؟!