97كسى است كه خداوند او را وسيله سختترين آزمايش الهى، ابراهيم قرار داد. هاجر، زن و مادرى تنها بود كه افزون بر رنج آوارگى، دورى از همسر و تشنگى خود، تشنگى فرزندش وى را بىتابتر كرده بود. هاجر، مطيع عشق و غرق محبت بود، پس اگر به جاى هفت بار، هفتاد بار نيز مىدويد، جاى شگفتى نبود. سراب، هفتبار او را فريفت و وى باز با توكل به خدا در پى آب روان شد. اين كار از هر كسى ساخته نيست. شايد اگر فرد ديگرى بود، با يكبار طى مسافت ميان اين دو كوه، درمىيافت آنچه مىبيند، سراب است، نه آب و ديگر خود را خسته نمىكرد، ولى هاجر با اطمينان و توكل به خدا، هر بار با اعتمادى راسختر به رخ دادن معجزه، مىدويد و چون به خداوند گمان نيكو برد، خداوند نيز