63آرزوى ديگر بار اينجا بودن، همراه گريه و ناله، زمزمه آخر همه ماست. بغضهاى در گلو مانده ما اكنون، بىمحابا مىتركد، ناله و فرياد همه به گوش مىرسد و تاريكى شب، تنها پناه ماست، در كنار اين خاك شريف.
گاه به بقيع رو مىكنم و گاه به قبةالخضراء مىنگرم. شب از نيمه گذشته و تنها صداى شيعيان على(ع)، غربت فرزندان على(ع) را مىشكند.
- خدايا! «نقدها را بود آيا كه عيارى گيرند؟» 1 آيا فرزندان على(ع)، ما را به خلوت خويش راه خواهند داد؟ آيا هنگام وداع، به ما خواهند گفت: به اميد ديدار، يا خاموش چونان سكوت على(ع)، بدرقهمان خواهند كرد؟!
ستارههاى برآمده بر آسمان