36پشت ديوارهاى بقيع مىبينم؛ آتش از چشمانم زبانه مىكشد:
كيستى بغض بقيعستانىام
ابتداى شروۀ طوفانىام
اى بقيع من كه تنها ماندهاى
پشت چشمان تماشا ماندهاى
تو، بهشتى در زمين جاماندهاى
از براى خاطر ما ماندهاى
پرويز بيگى حبيبآبادى
اين همه غربت، كنار قبر جدتان! باور نمىكنم!
شمايان! اى برترين خلق! اينجا و اين همه غريب؟!
اى بقيع من بگو جانم كجاست؟
آى، زهراى شهيدانم كجاست؟
پرويز بيگى حبيبآبادى
فاطمه و قبر ناپيدايش در اين