28زمين را مىخرد و نخستين پايگاه دينى اسلام، روى همين زمين بنا مىشود؛ همين زمينى كه بر آن گام برمىدارم
«أأدخلُ يا رَسولَاللهِ...!»
فرصت زيارت براى زنها كم است؛ فقط تا ظهر فرصت داريم و دو ساعتى هم پس از نماز ظهر.
گامهايم را كوتاه برمىدارم. مناره مسجد غرق در مه صبحگاهى است. چشمانم را مىبندم و صد بار خدا را به بزرگى مىستايم. مىخواهم از «باب جبرئيل» وارد شوم، ولى اين امكان وجود ندارد و فقط خروج از اين در ممكن است.
در برابر «بابالنساء» مىايستم، اذن دخول مىطلبم، پاى راست را پيشمىگذارم و جسمى را كه از شكوه حرم رسول خدا(ص) سخت لرزان است، به دنبال مىكشم. چشمانِ به اشك نشستهام، امان نگريستنم نمىدهند.