142گزيرى نيست. خوشا خانهاى كه صاحبش تويى و خوشا ميهمانىاى كه تو ميزبانش باشى!
صنما تو همچو شيرى، من اسير تو چه آهو
به جهان كه ديده صيدى كه بترسد از رهايى؟
تو اى محمد! اى پيامبر امى! چه را ه دشوارى تا رسيدن به «خواندن» 1 گذراندهاى، خدا مىداند؟!