102حرم دوست.
اى پروردگار سبوح و قدوس! ديگر بار به حريم حرمت پناه مىآورم. مبادا مدعىام بپندارى و با دست غيبت بر سينه نامحرمم 1 بكوبى كه اين خوارى را بر نخواهم تافت و مرغ جانم از قفس سينه پر خواهد كشيد. مرا درياب، اى خداى كعبه! اى بزرگوار! چه شعفى مرا فرا خواهد گرفت اگر از زبان تو بشنوم كه مرا در پناه امن خودت پذيرفتهاى و خداوندانه مىفرمايى:
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
وَ إِنْ يكاد بخوانيد و در فراز كنيد
حافظ