250ثابت نمىكند، زيرا اين روايت دستور مىدهد كه روى قبر را صاف و هموار كنيد، نه اينكه قبور را همسان زمين سازيد تا از زمين بلندتر نباشد.
در هر صورت، معناى اين روايت را سهگونه مىتوان تصوّر كرد:
1. نابود كردن بناهاى روى قبور؛
2. همسان كردن قبور با سطح زمين؛
3. صاف كردن و هموار ساختن پستى و بلندىهاى روى قبر.
احتمال اول را نمىتوان پذيرفت، زيرا سيره و عمل صحابه، خلاف آن است.
احتمال دوم نيز قابل قبول نيست، زيرا سنت قطعى اين است كه قبور را يك وجب از زمين بالاتر مىگرفتند.
احتمال سوم، پذيرفتنىتر است كه مىگويد؛ روى قبر نبايد مانند كوهان شتر يا پشت ماهى برآمدگى داشته باشد، بلكه بايد صاف و هموار شود. علماى اهل سنت، مانند نووى و قسطلانى نيز همين معنا را مىپذيرند.
نووى مىگويد:
سنت اين است كه قبر، خيلى از زمين بالاتر نباشد، بلكه به اندازه يك وجب از زمين بالاتر باشد و پستى و بلندى هم نداشته