244مىدهد:
اگر به دنبال انصاف هستى و از پيروى پيشينيان دست نشستهاى و مىدانى كه حق، چيزى است كه دليل آن را ثابت مىكند، نه اتفاقنظر نسلهاى پياپى، پس بدانكه مردم عادى به اين امور دست مىزنند؛ همان كسانى كه اسلام خود را بدون هيچ دليلى از پدرانشان تقليد مىكنند. اگر هم كسى زشتى اين كار را به آنان گوشزد كند، گوش فرا نمىدهند. حتى كسانى كه خود را اهل علم و فضل مىدانند و منصب قضاوت، فتوا و تدريس به عهده دارند و يا حاكمان و عارفان، و يا آنان كه عهدهدار امارت و حكومت هستند، به پيروى از مردم عادى به قبور تعظيم مىكنند. اما همه مىدانيم كه سكوت همگان و خاموشى دانشمندان در برابر انجام يك كارناپسند، دليل بر جواز آن نيست.
در همينجا بايد اشاره كنيم كه صنعانى در سخنان خود به وقوع اين سيره عملى -آن هم كاملترين صورت آن - اعتراف مىكند و مىگويد همه اقشار مردم از جمله علما، فضلا، قاضيان، فقها، مدرسان، اوليا، عارفان، اميران و حاكمان، همگى بدون هيچ استثنايى و بدون هيچ انكارى، به چنين