196انسان از سخنان ابن كثير درباره حضرت ابوطالب7، شگفتزده مىشود. او مىگويد:
پيشتر بيان كرديم كه ابوطالب، حامى و پشتيبان پيامبر(ص) بود؛ با دشمنانش به محاجّه مىپرداخت؛ شرّ آنان را از پيامبر(ص) و اصحابش دور مىكرد؛ پيوسته زبان به مدح و ثناى آن حضرت مىگشود؛ مهر و محبت خود را نسبت به پيامبر(ص) و اصحابش در سرودههايش متجلى مىساخت و كاستى و عيوب دشمنان وى را در اشعارش به تصوير مىكشيد؛ با بيانى رسا و گويا كه از ويژگىهاى خاندان بنىهاشم بود به پيكار دشمنان پيامبر(ص) مىرفت، ولى آنچه را براى ابوطالب برشمرديم، همه از روى عِرق نژادى عربيت و قومى و فاميلى بود. او با اينكه مىدانست رسول خدا(ص) انسانى راستگو، نيكوكار و راهش درست است، ولى ايمان قلبى به وى نياورد!!! 1
آرى، ببينيد تعصب ناروا، انسان را به كجا مىكشاند. گويا ابن كثير در قلب ابوطالب بود و از آن آگاهى داشت و يا شايد - نعوذ بالله - چشمهاى خيانتكار را مىشناسد و از آنچه كه قلبها آن را مخفى مىدارند، آگاه است. او