51بندهاى كه پيدايش و پايان خود را فراموش كند. چه بد بندهاى است بندهاى كه سركشى و ستم كند و قبور و بلاها را فراموش كند. چه بد بندهاى است بندهاى كه دنياى او به دينش آسيب برساند. چه بد بندهاى است بندهاى كه دين او با شبهات خلل پذيرد. چه بد بندهاى است بندهاى كه خواستههاى او، وى را ذليل و از حق دور سازد. چه بد بندهاى است بندهاى كه طمعش او را به هر سوى بكشد. چه بد بندهاى است بندهاى كه هوايش او را گمراه سازد.
در اين روايت، گردنكشى، ستمگرى و فراموشى اين واقعيت كه خداوند جبّار اعلى است; بخل، تكبر و فراموشى اين حقيقت كه كبريايى و برترى جز براى خدا نيست; غفلت، اشتغال به لهو و لعب و از يادبردن آغاز و فرجام; عصيانگرى، بزرگديدن خود، از يادبردن مرگ و پراكندگى اعضا; دين را ابزار دنيا قراردادن و تباه كردن دين با تمسك به شبهات و تفسيرهاى بىپايه; دنياطلبى، طمع ورزى و هواخواهى، از عوامل اصلى انحراف انسان شمرده شده است.
اسماء مىگويد: «رسولخدا(ص) بدبختى مرد را در