38امامعلى(ع) بوده - گفتوگوهايى داشته است. 1 گرچه موضوع اين گفتوگوها محرمانه باقى مانده و از آن اطلاعى به دست نيامد است، اما مىتواند بيانگر جهتدهىهاى فكرى- سياسى جامعه آن روز باشد.
مردم پس از رحلت رسولخدا(ص) دو دسته شدند: عدهاى رحلت ايشان را تأييد و عدهاى انكار مىكردند. افرادى مانند عُمربن خطّاب اصرار داشتند كه پيامبر(ص) رحلت نكرده و به آسمان رفته است. آنها حتى مخالفانِ نظر خود را به قطع دست و زبان تهديد مىكرد. در اين ميان اسماء با دستنهادن بر شانه آن حضرت گفت: رسولخدا(ص) رحلت كرده و مُهر نبوت از دوش ايشان برداشته شده است. 2 اسماء «همسر ابوبكر» گفتوگوهاى او و عُمر را درباره قتل اميرالمؤمنين(ع) و ضمانت خالدبن وليد را بر انجام آن شنيد و به كنيزش فرمان داد تا به گونهاى امام(ع) را از تصميم آنان آگاه كند. هنگامى كه كنيز خبر اسماء را رساند، امام(ع) فرمود: «پس چه كسى