47چهره و سياههاى گوناگون به هم آميخته است: ايرانى، هندى، افغانى، سودانى، مصرى، شامى، ليبيايى، حبشه و... به هم مخلوط شده برادروار و با هم زندگى مىكردند.
در حين ورود مشاهده اين اجتماع و اين جمعيت شخص تازه وارد را متحير مىسازد مخصوصاً، با داشتن اثاث و نداشتن منزل و نشناختن راه ورود و خروج و ندانستن زبان و آداب و رسوم جمعاً شخص وارد را به حالت بهت مىآورد.
ما بالاخره در طبقه دوم در يك اطاق رو به جنوب كه مشرف بود به حياط ساختمان مدينۀ الحاج، منزل نموده و چهار تخت را اشغال كرديم. در اين ساختمان آب فراوان بود حتى حمام نيز آماده بود.
در ايران روى تلقينى كه شده بود، ما اثاث و اشياى زيادى از ايران با خود آورده بوديم مانند برنج، روغن، نان لواش خشك، ماست كيسهاى، قورى و استكان و كترى و پريموس بعداً وارد جده شده و بازار را ديديم كه همه چيز هست از تحمل رنج و مشقت براى حمل كردن اينها پشيمان شديم نان خشك فقط اگر نان و آبدوغ درست مىكرديم به درد مىخورد والا نان مكه خوب و نان مدينه خوبتر بود و قورى و استكان و چراغ خوراكپزى در آن فراوان و ارزان بود.
آنچه لازم است ببريم پول است والاّ بقيه اسباب