46تكبر و تَفرُّعَن داشته باشند با سادگى و طبيعى برخورد مىنمايند مخصوصاً براى ما ايرانىها عجيب بود كه در ايران با تجملات و تشريفات توخالى افسران و درجهداران و تكبر و تفرعن آنان عادت كرده بوديم، پاسپورتهاى ما را گرفتند فوراً رسيدگى نموده راه انداختند.
3. اجتماع عظيم اسلامى و زيادى جمعيت چنان زياد و خيرهكننده بود كه مدينۀ الحاج و اطرافش پر از جمعيت بود.
مدينۀ الحاج يك ساختمان بزرگ و مجللى مىباشد سه طبقه و اطاقها دو رو يعنى يك اطاق به طرف داخل مدينۀ الحاج و يك اطاق به طرف فرودگاه باز مىشود و منظره فرودگاه نيز تماشايى مىباشد طيارهها يكى مىنشيند و يكى بر مىخيزد.
همه اين اطاقها پر از جمعيت است بعضى از اين اطاقها تخت خواب هم دارد و غالباً ايرانىها و هندىها و افغانىها آنجا را اشغال كردهاند از يك طرف جمعيت مىآيد و از طرف ديگر مىرود مانند سيل. بانك ايرانى و هيئت پزشكى و هيئت سرپرستى حجاج ايرانى در طبقه دوم رو به جنوب جاى داشتند.
4. واقعاً آنچه بيش از همه چيز ما را تحت تأثير قرار داد وحدت اسلامى بود كه خدا و پيامبر عظيم الشأن اسلام چگونه مسأله اختلاف نژاد و زبان و مكان و طبقات از ميان برداشته است در مدينۀ الحاج، سياه و سفيد و سبز