96لفظ رافضه را بيش از سىسال پيش از قيام زيد، ذكر كرده است و اين مطلب با گفتۀ آنان يعنى پيدايى لفظ رافضه پس از قيام زيد، سازگار نيست.
ابن ابىالحديد در شرح «نهجالبلاغه» از ابوالعباس از محمدبن سليمانبنحبيب مصيصى، از علىبنمحمد نوفلى، از پدر و مشايخ خود روايت ديگرى نقل مىكند:
روزى از ماه رمضان على(ع) بر كسانى مىگذشت كه [به] خوردن [سرگرم] بودند. گفت: آيا در سفريد يا بيماريد؟ گفتند: هيچكدام. گفت: آيا از اهل كتابيد؟ گفتند: نه. گفت: پس چرا در روزِ ماه رمضان، [چيزى] مىخوريد؟ گفتند: تو، تو هستى. و چيز ديگرى نگفتند. [على(ع)] مقصودشان را دريافت؛ پس، از اسب خويش پايين آمد و آب دهان بر زمين انداخت. سپس گفت: واى بر شما. من، تنها، بندهاى از بندگان خدايم. از خدا بپرهيزيد و به اسلام بازگرديد. آنان چنين نكردند. چندين بار از آنان خواست، اما آنان بر كار خويش پافشارى مىكردند؛ پس، از نزد آنان برخاست، سپس گفت: آنان را به بند دركشيد و برايم چند كارگر و آتش و هيزم بياوريد. سپس فرمان داد تا دو چاه كندند. پس يكى از آنها را زير زمين قرار داد [و پوشاند] و روى ديگرى را باز گذاشت. هيزم را در [چاهِ] روباز ريخت و ميان آن دو را به هم راه داد و در هيزمها آتش افكند، تا دود آتش بر آنان درآيد و آنان را صدا زد: به اسلام بازگرديد، اما آنان امتناع كردند. امر كرد تا هيزم و آتش آوردند و بر آنان ريختند تا بسوزند. شاعر دراينباره گفته است:
لَتَرمِ بي المُنية حَيثُ شاءَت
إذا لَم تَرمِ بيفى الحُفرَتينِ