87حديثش عمل نمىشود». 1
2. عمروبن عمرو (ابنعامر)بنمالكبن نضلة جشمى ابوالزعراء كوفى. ابنحجر در «تهذيب التهذيب» مىگويد:
وى از عمويش ابوالاحوص عوفبنمالك و عكرمة و عبيدالله بن عبدالله روايت كرده است و ثورى كه او را عمروبنعامر مىخواند و ابن عيينة و عبيدة بنحميد از وى روايت كردهاند.
ابن عبدالبر مىگويد: «بر موثق بودنِِ او اتفاق كردهاند». 2
3. يحيىبن وليد بنمسير طائى ابوالزعراء كوفى. ابنحجر در «تهذيب التهذيب» مىگويد:
وى از محلبنخليفه و سعيدبنعمربناشوع نقل كرده و ابنمهدى و عصامبنعمرو و يحيىبنمتوكل باهلى و زيدبنحباب و سويد بن عمر و كلبى و ابوعاصم از وى روايت كردهاند.
نسايى مىگويد: «وى مشكلى ندارد. ابنحبان نيز وى را از ثقات خوانده است». 3
با توجه به اينكه سلمةبن كهيل از وى روايت كرده است، مقصود از «ابوالزعراء» همان فرد نخست؛ يعنى عبداللهبنهانى است كه بخارى وى را نكوهش مىكند. البته ابنحبان و عجلى، وى را موثق دانستهاند، اما نظر اين دو، نزد آنان بر نظر بخارى برترى ندارد. و از سوى ديگر ذكر نكردهاند كه اين «ابوالزعراء» از سويدبن غفلة روايت كرده است. از