66كتاب ابواسحاق جوزجانى، از همتايان عبداللهبنكوا بود و جاهليت را درك كرد. نام اين مرد، عبداللهبنوهب راسبى است و از بنىاسد (قبيلهاى معروف) است. وى هنگامى كه حضرت على(ع) با خوارج پيكار مىكرد، امير خوارج در نهروان بود و در جنگ كشته شد و از او روايتى نديدهام. 1
وى در « الاصابة» مىگويد: «همين راسبى با كسان ديگرى كشته شد كه در نهروان كشته شدند و داستان او در اينباره معروف است». 2
ابنكثير در « البداية والنهاية» در وقايع نهروان مىگويد:
آنان چهار هزار تن بودند كه جز هزار نفر يا كمتر از آنان نماند و عبداللهبنوهب راسبى نيز در ميان آنان بود. آنان به سوى [سپاه] على حمله آوردند. پس على سواره نظام را پيش روى خود فرستاد (يا: پيشاپيش سواره نظام به راه افتاد) و تيراندازها را جلو فرستاد و پياده نظام و سواره نظام را آراست. آنگاه به اصحاب خويش گفت: «تا آنان جنگ را آغاز نكردهاند، شما آغاز نكنيد». خوارج مىگفتند: «لاحكم الاّ لله، الرواح الرواح الى الجنة» 3 و رو مىآوردند و به سوارانى حمله مىكردند كه على آنان را پيش فرستاده بود و آنان را مىپراكندند؛ چنانكه برخى از سوارها به راست و شمارى از آنان به چپ پراكنده شدند. سپس تيراندازها به پيشواز آنان رفتند و پيش روى آنان، تيراندازى را آغاز كردند.
سواران نيز از چپ و راست بر آنان تاختند. پياده نظام نيز با