97 اعتراض قرار مىگيرند، رسول خدا(ص) به ابوبكر مىگويد: مانعى ندارد آنها را به حال خودشان بگذاريد. 1البته اينگونه مطالب، به نقد و بررسى نيازى ندارد، زيرا هر مسلمانى كه اندك آشنايى به معارف و آموزههاى دين مبين اسلام داشته باشد، ميداند كه صدور چنين افعالى از پيامبر عظيمالشأن اسلام(ص) محال است، زيرا خداوند از او در قرآن كريم به وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ (قلم: 4) ياد نموده است. خود آن حضرت نيز در حديثى فرمود:
«اِنَّما بُعِثتُ لأُتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخلاقِ» 2؛ «من براى تكميل فضايل اخلاقى، مبعوث شدهام».
چگونه ممكن است پيامبرى كه خود هدايت انسانها را به عهده دارد و آنها را از رفتار ناپسند و به طور عموم از جهل و نادانى بهسوى تعالى و كمال رهنمون نموده است، خود مرتكب اعمال و رفتارى گردد كه مسلمانان از چنان رفتارهايى بنا به دستور خود پيامبر(ص) اجتناب مىكنند؟
آيا مطرح نمودن اينگونه سخنان جز به قصد توهين، جسارت و دشمنى با رسول خدا(ص) مىتواند هدف ديگرى داشته باشد؟ حتى برخى از وهابىها به خود جرأت داده و با بىشرمى گفتهاند كه عصاى من، بهتر از محمد است كه از دنيا رفته است! 3روشن است كه آوازخوانى دختران جوان، آنهم آميخته با فحاشى و ناسزاگويى، خلاف تعاليم نجات بخش اسلام است، پس چگونه ممكن