90 ميان سليم وسقيم، فرقى نمىگذارند و در جمعآورى غرايب و عجايب، ولع مىورزند، آن را روايت كرده و دست به دست گرداندهاند. «قاضى بكربن علا» گفته است: «سند اين حديث، سست و متن آن، مشوّش و مضطرب و دگرگون است». 1ابوبكر ابنالعربى مىگويد: «هر آنچه طبرى در اين مورد روايت كرده باطل است و اصلى ندارد». 2 محمد بن اسحاق، درباره اين حديث، رسالهاى نگاشته و آن را كاملاً تكذيب نموده است، بلكه آن را ساخته و پرداخته زنادقه مىداند. 3استاد محمد حسين هيكل گفتار دقيقى درباره اين افسانه دارد و با بيانى روشن، تناقضگويى و دروغ بودن آن را آشكار مىسازد. 4
با اندكى دقت، بر هر خوانندهاى روشن مىشود كه جعلكننده اين افسانه ناشيانه عمل كرده است، زيرا اين سوره با جمله وَ النَّجْمِ إِذٰا هَوىٰ* مٰا ضَلَّ صٰاحِبُكُمْ وَ مٰا غَوىٰ* وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوىٰ* إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ* عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوىٰ (نجم:1- 5) آغاز شده است. در اين آيات بر نفى ضلالت و اغوا و نطق از روى هوا و هوس براى پيامبر تأكيد شده است. همچنين تصريح شده كه هرچه آن حضرت مىگويد، وحى است: إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ .
اگر چنين بود كه ابليس بتواند در اينجا تلبيس كند، لازمهاش تكذيب