73خداوند دربارۀ آن حضرت مىفرمايد:
وَ لَقَدْ آتَيْنٰا دٰاوُدَ وَ سُلَيْمٰانَ عِلْماً وَ قٰالاَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي فَضَّلَنٰا عَلىٰ كَثِيرٍ مِنْ عِبٰادِهِ الْمُؤْمِنِينَ (نمل: 15)
و ما به داوود و سليمان، دانشى عظيم داديم و آنان گفتند: ستايش از آنِ خداوندى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى بخشيد.
صدور چنين گفتار و رفتارى با وجود هدايتى كه خداوند به انبياى خود از جمله حضرت سليمان(ع) اختصاص داده براى هيچ كسى قابل پذيرش نيست.
خداوند متعال مىفرمايد:
وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنٰا وَ نُوحاً هَدَيْنٰا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ دٰاوُدَ وَ سُلَيْمٰانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسىٰ وَ هٰارُونَ وَ كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (انعام: 84)
و اسحاق و يعقوب را به او [ابراهيم] بخشيديم و هر دو را هدايت كرديم و نوح را (نيز) پيش از آن هدايت نموديم و از فرزندان او، داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون را (هدايت كرديم) اينگونه نيكوكاران را پاداش مىدهيم.
اين چگونه علم و هدايت خدايى است كه حضرت سليمان با داشتن آن، دچار لغزش ميشود و نه تنها مرتكب كار بىنتيجهاى مىشود بلكه خدا را هم فراموش نموده نسبت به تذكر همراهش مبنى بر گفتن «انشاءالله» بىاعتنايى مىكند.
از سوى ديگر چگونه قابل پذيرش است كه حضرت سليمان(ع) از