44 ميكرد كه خداوند فرود ميآيد و در بالا و پايين وجود دارد». 1وهابيت كه خداوند را در حد يك انسان، تنزل داده و ميپندارند كه همچون انسانها راه ميرود و از جايى به جايى منتقل ميگردد، در برابر اين استدلال اهل توحيد چه پاسخى دارند:
يكى از صفات سلبى خداوند، نفى مكان و جهت براى اوست؛ به اين معنا كه خداوند در جهت خاصى قرار نميگيرد و موجودى نيازمند مكان نيست تا جا و مكانى را اشغال كند، زيرا مكان از عوارض و خواص جسم است، در حالىكه خداوند منزه از جسم است. 2
جسم از يك سو محدود و از طرف ديگر محتاج و نيازمند است، ولى خداوند نه محدود است و نه احتياج و نياز به ساحت او راه دارد، لذا خداوند خود را در قرآن، بدون مكان، معرفى نموده است و بر آن تأكيد دارد:
الف) وَ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ وٰاسِعٌ عَلِيمٌ (بقره: 115)
مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو كنيد، خدا آنجاست! خداوند بىنياز و داناست!
ب) هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مٰا كُنْتُمْ (حديد: 4)
و هر جا باشيد او شماست.