160 و عقلايى، حتى با وجدان خود يزيد و عمر سعد نيز قابل توجيه نمىباشد.
5. تضعيف احاديث فضيلت اهل بيت(عليهم السلام)
وهابىها در سند تمام احاديثى كه در فضيلت اهلبيت(عليهم السلام) نقل شده، مناقشه مىكنند و يا دلالت آنها را مردود مىشمارند. از باب نمونه ابنتيميه بعد از اينكه نتوانسته در حديثى كه در كتابهاى معتبر اهل سنت، از جمله صحيح مسلم، توسط امالمؤمنين عايشه در شأن نزول آيه تطهير نقل شده كه پيامبر(ص) فرمود: «خدايا اينها اهل بيت من هستند، پليدى را از آنان دور كن و آنان را پاك گردان» 1، خدشهاى مىكند، با صراحت تمام مىگويد: نه اين آيه در شأن اهل بيت نازل شده و نه دعاى پيامبر درباره آنان مزيت و فضيلتى براى اهل بيت به شمار مىآيد. 2 ولى از سويى در فضايل دشمنان اهل بيت(عليهم السلام) به خصوص دشمنان على(ع) مثل معاويۀ بن ابىسفيان و پسرش يزيد كتاب مىنويسند. همان كسانى كه نسائى در جواب دوستدارن معاويه مىگويد: «من فضيلتى در باره معاويه نمىدانم جز نفرين معروف پيامبر در حق او كه فرمود: «لا اشبَعَ اللهُ بَطنَهُ» 3؛ «خداوند، شكمش را سير نگرداند».
چرا رهبران وهابىها برخلاف تمام علماى علم رجال، درباره احاديثى