159 و بىمبالاتتر از يزيد بن معايه قابل تصور نيست.
جنايتى را كه يزيد، در پوشش خلافت اسلامى، در حق حسين(ع) فرزند پيامبر(ص) و خاندان پاك آن حضرت مرتكب شد، در تاريخ بشريت از جهات مختلف بىمانند است و دشمنى بالاتر از آن، نه در حوزه عقيده و نظر و نه در حوزه عمل، امكانپذير نيست.
ما در اينجا در صدد انعكاس ظلم بىحد يزيد از يك طرف و مظلوميت امام حسين(ع) و اولاد و ياران باوفاى او از طرف ديگر نيستيم، چه اينكه دو طرف زشت و زيباى اين حادثه براى هركسى كه نظر كوتاهى به تاريخ كربلا و عاشورا داشته باشد پوشيده نيست؛ ولى تعجب ما از كسى است كه سنگ اسلام و ديانت وسنت رسول خدا(ص) را از همه بيشتر بر سينه مىكوبد، ولى در عين حال همه چيز را در اين حادثه ناگوار برعكس ديده و عقايد خود را بر آن مبتنى ساخته است و در مقام زيبا جلوهدادن چهره زشت ظلم و قساوت، آن هم در حق خاندان پاك رسول الله(ص)، برمىآيد.
اين سخن ابنتيميه كه مىگويد گناه عمرسعد، فرمانده لشكر يزيد به علت كشتن امام حسين(ع) به مراتب، كمتر از گناه مختار است كه به خاطر انتقام خون حسين(ع)، عمرسعد را كشت، با كدام معيار دينى، عقلى، عقلايى و عرفى قابل قبول است؟
اگر كار عمرسعد و كار مختار را آنگونه كه واقع شده، به كسى كه نه امام حسين(ع) را بشناسد و نه عمر سعد را و نه مختار را، ارائه كنيم طبعاً و فطرتاً، عمرسعد را نفرين، و مختار را تحسين خواهد نمود. گويى اين انحراف ابنتيميه از فطرت انسانى، در اين حكم غير معقول و غير عرفى