158 عمر بن سعد است! 1آيا اين اظهارات ابنتيميه، دليل صريحى بر حمايت او از يزيد بن معاويه و دستگاه جبار او عليه امام حسين(ع) فرزند پاك رسول خدا(ص) نيست؟ و آيا جز با انگيزه دشمنى با اهل بيت(عليهم السلام) به خصوص امامحسين(ع) چنين سخنى قابل توجيه مىباشد؟
ابن تيميه، چون يزيد بن معاويه را به سبب كشتن امام حسين(ع) و ياران پاك او و اسارت خاندان رسول خدا(ص) و اذيت و آزار آنان، فاسق نمىداند. درباره يزيد اين تعبير را به كار برده است: «بر فرض اينكه فاسق شده باشد».
آيا اگر يزيد بن معاويه با اين جنايت خود در حق خاندان و ذريه رسول خدا(ص) كه در حقيقت در حق خود پيامبر خدا(ص) است، فاسق نشده باشد، پس از نظر ابنتيميه، امام حسين(ع) و ياران او، مستحق كشتهشدن بوده و خاندانش استحقاق اسارت و تحقير و اذيت را داشتهاند! در نتيجه امام حسين(ع) و يارانش بايد از نظر ابنتيميه و وهابىها، مانند كفار و مشركان حربى مهدورالدم بوده باشند؟!
از اين گذشته، وهابىها و ابنتيميه، چه كار خوب و بزرگى را در زندگى يزيد بن معاويه مىتوانند بيابند تا اگر به فرض (طبق نظر آنان) در اثر كشتن امام حسين فاسق شده باشد! موجب آمرزش گناهان او گردد؟ در حالى كه در ميان دشمنان اهل بيت رسول خدا(عليهم السلام) كينهتوزتر و بىباك