47آن حضرت نامه را خواند، رنگ مباركش تغيير كرد و سپس فرمود: «چه مىگوييد دربارۀ مردى كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند؟!»
بريده گويد: من گفتم كه از غضب خدا و غضب رسولش به خدا پناه مىبرم من فقط قاصد و پيامآور بودهام؟ 1طبق حديث ديگرى در مورد همين مأموريت، پس از بازگشت مسلمانان از اين سفر، چهار نفر آنان تك به تك با رسول خدا صلى الله عليه و آله تماس گرفتند و در مورد رفتار على عليه السلام در اين سفر گلايههايى عرضه داشتند. پيامبر صلى الله عليه و آله به سخنان آنها گوش فرا داد و سكوت پيشه ساخت. اما چون چهارمين نفر اعتراض خود را نسبت به على عليه السلام عنوان نمود، حضرت در حالى كه غضب از روى مباركش هويدا بود برخاست و فرمود:
«مَا تُريدُونَ في عليّ؟! مَا تُريدُونَ في عليّ؟! مَا تُريدُونَ في عليّ؟! إنَّ عَليّاً مِنّي وَ أَنَا مِنه. و هُوَ وليّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي» ؛ «از على چه مىخواهيد؟! از على چه مىخواهيد؟! از على چه مىخواهيد؟! (مگر نمىدانيد كه) على از من است و من از على هستم. و او ولى و سرپرست هر مؤمنى پس از من است.» 2از نكات قابل توجه در اين سفر آنكه: پس از انجام