21فرود آمدند و دژها را تسليم كردند. قبيله اوس خدمتِ رسولخدا صلى الله عليه و آله آمده و گفتند: يارسولاللّٰه! بنى قريظه دوستانِ ماهستند، ايشان را به ما بسپار.
رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود: من حكمِ ايشان به سَعدبنمعاذ كه بزرگ شماست سپردم و هرچه وى حكم كند، قبول است.
سعدبن معاذ گفت: اكنون وقتِ آن است كه سعد، آن چه حق است بگويد و از ملامتِ هيچ كس انديشه نكند.
پس قوم وى چون اين سخن بشنيدند، دانستند كه سعد، هيچ مداهنه (سهلانگارى) نكند و مراقبتِ هيچ كس نخواهد كرد.
...سعد گفت: حكم من در بنىقريظه آن است كه هر چه مردان [جنگى و مُحارب] هستند، جمله بكُشند و زنان و فرزندانِ ايشان برده گردانند و مالِ ايشان ميانِ مسلمانان قسمت كنند. چون وى اين سخن بگفت، رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود: اى سعد! حكمى كه تو در بنىقريظه كردى، مثل همان حكمى است كه در آسمان كردند.