39آن كه وى به حضور سليمان برسد ، سليمان به حاضران در مجلس خود چنين گفت:
«...يٰا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ». 1
«اى جماعت كداميك از شما مىتواند تخت بلقيس را براى من بياورد، پيش از آن كه (بلقيس و همراهان) او مطيعانه وارد شوند؟»
يك نفر از جنّيان گفت:
«...أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ». 2
«پيش از آنكه تو از جاى خود برخيزى(مجلس به پايان رسد) من آن را مىآورم و من بر اين كار توانا و امينم».
فرد ديگرى كه مفسران نام او را «آصف بن برخيا» وزير سليمان وخواهر زاده او مىدانند، اعلام كرد كه در يك چشم به هم زدن مىتواند آن را بياورد، چنانكه خداوند مىفرمايد:
«قٰالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتٰابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّي...». 3
«كسى كه نزد او دانشى از كتاب بود(كه دربارۀ حقيقت اين كتاب بايد در جايى ديگر گفتگو كرد) ، چنين گفت: پيش از آنكه تو چشم