267عصر خويش نوشته، در كتاب «مغازى» به سندى از عايشه چنين نقل مىكند:
فاطمه دخت پيامبر كسى را به نزد ابوبكر فرستاد تا سه چيز را برگرداند:
الف. ميراث او از رسول خدا(ص).
ب. فدك.
ج. آنچه از خمس غنايم خيبر مانده است.
ابوبكر در پاسخ گفت: از پيامبر شنيده است: «لا نُوَرث، ما تركناه صدقة»: «ما ارث نمىگذاريم، آنچه از ما باقى مىماند، صدقه است» و زندگى آل محمد(ص) از همين مال تأمين مىشود. تا اين كه مىگويد: فاطمه از موضعگيرى منفى ابوبكر خشمگين شد. او را ترك كرد و ديگر با او سخن نگفت و پس از پيامبر شش ماه زنده بود. 1وقتى فاطمه درگذشت، شوهرش على(ع) او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را از درگذشت او آگاه نساخت و تا فاطمه زنده بود، على با ابوبكر بيعت نكرد. 2حديث ياد شده حاكى است كه امام و همسرش، مدت شش ماه از بيعت با او سرباز زدند. اگر خلافت ابوبكر، شرعى و به اصطلاح جامع الشرايط بود، چرا دختر گرامى پيامبر، فاطمه در حالى كه بر او خشمگين بود، جهان را وداع كرد و همسر او نيز تا شش ماه با او دست بيعت نداد؟