229مسلمين اختلاف و تفرقه ايجاد مىكنند». 1جا دارد از ايشان پرسيده شود: اگر تلاش و بررسى وتحقيق در كتاب و سنّت، شيعه را به اين نتيجه رسانده كه گرفتن دست در نماز، امرى است كه بعد از نبى اكرم¦ پيدا شده و مردم در زمان خلفا به آن امر مىشدند، گناه شيعه چيست؟ و در اين صورت هر كس گمان كند كه آن عمل جزئى از نماز است چه واجب باشد يا مستحب، تحقيقاً در دين امرى را بدعت نهاده كه از دين نيست. آيا جزاى كسى كه در كتاب و سنّت اجتهاد و تحقيق نمايد اين است كه با تير اتّهام به تعصّب مذهبى و ايجاد اختلاف، مورد هدف قرار گيرد؟
اگر اين اتّهام بجا باشد، آيا امام مالك را نيز مىتوان اين گونه متّهم كرد؟ زيرا او گرفتن دست را مطلقاً، يا در نمازِ واجب، مكروه مىداند. آيا مىتوان امام دارالهجره را به تعصّب مذهبى و ايجاد خلاف متّهم كرد؟
به چه دليل دست بسته نماز خواندن را نشانه تعصّب مذهبى و ميل به اختلاف بين مسلمين نمىدانيد؟ قضاوت با شماست.