176در قلمرو توحيد، غالى كسى است كه امامان را از مقام عبوديت وبندگى فراتر ببرد و آنها را خدا و يا مصدر افعال خدا بپندارد؛ مثلاً بگويد : آنان خالق زمين و آسمانند(شرك در خالقيت)يا معتقد باشد كه تدبير نظام آفرينش - پس از ايجاد - به دست آنها است و آنها «رازق»، «محيى» و «مميت» مىباشند.(شرك در تدبير).
يا بگويد: امر تشريع به آنان واگذار شده و تحريم و تحليل در دست آنها است (شرك در تقنين).
پيروان اهل بيت در تمام مراتب توحيد كه برخى را يادآور شديم، ذرّهاى از مرز توحيد حقيقى تجاوز نكرده، تنها خدا را خالق، مدبر و مشرّع مىدانند و امامان را انسانهاى برتر و والا مىشمارند.
به عقيدۀ شيعيان، اگر در يك مورد خاص و در پرتو دعاى آنان، تحوّلى در جهان آفرينش رخ دهد و يا بيمارى شفا پيدا كند، همگى به اذن خدا بوده و شبيه كارهاى معجزه آساى حضرت مسيح(ع) مىباشد.
شفاعت آنان در روز رستاخيز هم به اذن خدا است و توسل به آنان، به خاطر موقعيتى است كه آنان نزد خدا دارند. ذكر فضايل و مناقب آنان نيز نوعى اظهار مهر و مودت به خاندان رسالت است كه مورد تأكيد قرآن و سنت پيامبر مىباشد. حب عترت و مودت ذوى القربى از اصولى است كه قرآن و سنت بر آن تأكيد دارند. 1اعتقاد به آگاهى آنان از غيب نيز به معناى آن است كه آنان به اذن الهى و تعليم وى از غيب خبر مىدهند.
اميرمؤمنان پس از فتح بصره برفراز منبر رفت و از رويدادهاى بزرگى كه در آينده در شهر بصره رخ خواهد داد، خبر داد.
فردى از ياران گفت: «قد اعطِيَت عِلمَ الغيب؟»: آيا به شما علم