166بعد، ديگر بار به همان موضوع نخست برمىگردد كه يك نمونه از آن رامىآوريم:
در داستان يوسف، آنگاه كه پرده از خيانت همسر عزيز برافتاد و شوهرش از جريان آگاه شد، عزيز رو به همسر خود كرد و گفت:
«قٰالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ». 1
«گفت: اين كار مكر شما زنان است و حيلههاى شما بزرگ است».
در حالى كه با همسر خود سخن مىگويد ناگهان خطاب را به يوسف متوجه مىكند و مىگويد:
«يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخٰاطِئِينَ». 2
«يوسف از او درگذر، و تو - اى زليخا! - نيز از گناهى كه انجام دادهاى استغفار كن، تو از خطاكاران بودهاى».
وامّا در اين مورد كه چرا در لابلاى گفتگو دربارۀ زنان پيامبر (ص) مسألۀ اهل بيت(ع) آمده است، از دو علت مىتوان ياد كرد:
1. خدا در حالى كه دربارۀ زنان پيامبر (ص) سخن مىگويد، گاهى آنها را تهديد مىكند و مىگويد:
«يٰا نِسٰاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفٰاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضٰاعَفْ لَهَا الْعَذٰابُ ضِعْفَيْنِ وَ كٰانَ ذٰلِكَ عَلَى اللّٰهِ يَسِيراً». 3