130
«أَنّٰى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ...». 1
«از كجا مىتواند فرمانرواى ما باشد، حال آن كه ما به فرمانروايى از او شايستهتريم، و او توانمندى مالى ندارد؟...».
اين امر، دلالت بر آن دارد كه ذكر نام براى رفع اختلاف كافى نيست، بلكه بايد موقعيت جامعه، آمادۀ پذيرايى باشد.
چه بسا ذكر اسامى پيشوايان دوازدهگانه، سبب مىشد كه آزمندان حكومت و رياست به نسل كشى بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگيرى كنند، چنان كه اين مسأله درباره حضرت موسى رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببريده شد تا كليم اللّه موسى زنده شد
دربارۀ حضرت مهدى(ع) كه اشارهاى به نسب و خاندان ايشان شد، حساسيتهاى فراوانى پديد آمد و خانۀ حضرت عسكرى(ع) مدتها تحت نظر و مراقبت بود تا فرزندى از او به دنيا نيايد و در صورت تولد، هر چه زودتر به حيات او خاتمه دهند.
در پايان يادآور مىشويم: همانطور كه گفته شد، قرآن به سان قانون اساسى است. انتظار اين كه همه چيز در آن آورده شود، كاملاً بىمورد است. نماز و روزه و زكات كه از عالىترين فرايض اسلام است به طور كلى در قرآن وارد شده و تمام جزئيات آنها از سنت پيامبر(ص) گرفته شده است.