2511286 قمرى است. اين سفر هفت ماه به طول انجاميد. رعايت سبك داستانگويى هزار و يك شب در اين سفرنامه جالب توجه است. او كتاب را شبيه داستانهاى كهن مانند قصههاى اميرارسلان رومى و هزار و يك شب نوشته است. تبويب و ساختار آن هم بر اساس همين نكته است و خاطرات هر شب يك فصل است. پس از فرا رسيدن شب، داستان آن روز تمام شده و با عبارتى خاص دنباله مطلب را به فردا موكول مىكند. آن عبارت اين است: «چون شب بر سر دست برآمد، منصور لب از گفتار فروبست». مهمترين نكته سفرنامه وى اين است كه سفر وى، وقتى در استانبول بوده، با ماه رمضان مصادف شده و همين امر تا اندازهاى او را از انجام و انديشه درباره كارهاى خلاف مقيد كرده است، اما حتى اين شرايط نيز زبان و قلم او را از اظهار برخى از موارد باز نمىدارد. وى در خلال ذكر اين موارد، اطلاعات جالبى درباره تاريخ اجتماعى نواحى مورد بحث به دست مىدهد كه در مآخذ ديگر كمتر مىتوان از آن سراغ گرفت. نكته ديگر قلم طنزآميز اوست، همچنين ثبت شگفتىهايى كه در طول سفر مشاهده كرده است.
منصورى، فضلالله
عبوديتدر پرتو حج، قم، گلستان ادب، چاپ 1، 1381، 79ص.
شابك: 3 - 38 - 7515 - 964
عنوانروىجلد: عبوديتدر پرتو حج: سفرنامه.
خاطرات حج نويسنده است. ايشان حج را مقدمه خداپرستى و عبوديت دانسته و از طريق حج انسان با خدا انس گرفته و از مذمومات اخلاقى فاصله مىگيرد.
منصورى، لفته (متولد 1344)
از ميقات تا ميعاد: سفرنامه حج،